الفيض الكاشاني
348
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كه تكبّر مىكند بر شخصى كه معتقد است مانند او يا برتر از اوست ، ولى به دليلى بر او خشمگين شده و خشم او موجب كينه شده و دشمنى او در دلش نفوذ كرده است و به اين دليل نفسش نمىپذيرد كه در برابر او تواضع كند ، اگر چه به اعتقاد خود او مستحق تواضع است . پس چه بسا شخص فرومايه كه نفس او اجازهاش نمىدهد كه در برابر يكى از بزرگان تواضع كند ، چون نسبت به او كينه و دشمنى دارد و اين كينه او را بر ردّ كردن حقّ وا مىدارد ، هر گاه حق با طرف مقابل باشد ؛ همچنين بر ننگ داشتن از قبول نصيحت او و تلاش براى جلو افتادن بر او وادارش مىكند ، اگر چه مىداند كه استحقاق آن را ندارد و نيز او را وامىدارد كه در صورت ستم كردن بر او حلال بودى نطلبد ، و اگر به او جنايت كرده از او پوزش نخواهد ، و آنچه را نمىداند از او نپرسد . اما حسد موجب كينه به شخص مورد حسد است ، اگر چه از سوى محسود آزار و عاملى كه موجب خشم و كينه شود وجود نداشته است ، همچنين حسد انسان را به انكار حق وا مىدارد ، تا آنجا كه از قبول نصيحت و آموختن علم خوددارى مىكند . چه بسا كسى كه به علم مشتاق است ولى در صفت پست جهل باقى مانده زيرا نمىخواهد از اهل شهر خود يا خويشاوندانش استفاده كند ، چون نسبت به آنان حسد دارد ، پس از آنها روى مىگرداند و بر آنان تكبّر مىكند با اين كه مىداند به خاطر علم بسيار شايستهء تواضعاند ، ولى حسد او را برمىانگيزد كه با اخلاق متكبّران با ايشان رفتار كند ، اگر چه در باطن خود را بالاتر از آنها نمىداند . امّا رياكارى نيز آدمى را به اخلاق متكبّران فرا مىخواند تا آنجا كه شخص با كسى كه مىداند برتر از اوست بحث مىكند در حالى كه ميان آن دو آشنايى و حسدورزى و كينهاى وجود ندارد ؛ ولى حق را از او نمىپذيرد و در استفاده كردن از او تواضع نمىكند از بيم آن كه مردم بگويند : وى برتر از اوست . پس انگيزهء تكبّر او فقط رياكارى است و اگر تنها با او خلوت مىكرد بر او تكبّر نمىورزيد . اما كسى كه منشأ تكبّر او عجب يا